
چشم در چشم تو دست در دست تو پا در پای تو لب در لب تو نفس در نفست من تمام رموز ادیان را می آموزم +نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت1:6 توسطیاکاموزلی | ...
ادامه مطلب
و هر گاهشبدری شبنم می گریدتوی مقدسیادم می افتیسعادت من...
ادامه مطلب
چایی ات گرمچای شرینت گرم تر...شیرینی ات به کامشبت خوش...ای نرگس خفته در برفمیدانیاگر آفتاب تو امکه در زمستان در محاق ابرمولی مطمئن باشدر زیر پاهایتریشه هایت را گرم نگه داشته ام...بهار با تو شروع خواهد شدای نرگس خفته در برفای بهار من...
ادامه مطلب
سلام نرگسسلام شادی آسمانسلام مایه دلخوشیکبوتران مستسلام چمن مرطوب اول صبحسلام ابر خوشایند مشرقسلام صدای ناب جنگل بکرسلام اثیرخیالهایمسلام کتاب شیرین خوانده نشدهسلام چای شیرین استکان کمر باریکمسلام آخرین لقمه املت خوشمزه امسلام امید پروانه های آخر تابستانسلام خش خش برگهای پاییز خنک یک جاده کوهستانیسلام بوی خوب بهشتمسلام گرمی لانه گنجشکهای روز برفیسلام سلام ...
ادامه مطلب
هر صبحرو میکنم به کوی تواز نسیم عطر تو را میگیرمومست میشوم...
ادامه مطلب
دوشنبه ها...املت خوشمزه تر استپاییزفصل یکی شدن استچای شیرینشیرین تر است...
ادامه مطلب
نرگسوقتی رویم را به دوردستها می گیرمیعنی دوستت دارموقتی زیاد سیگار میکشمیعنی دوستت دارموقتی میگویم زیباتر شده اییعنی خجالت میکشمبگویم دوستت دارم...
ادامه مطلب
وقتی اولین گل بهار می شکفد خوشحال می شوموقتی برگی از درخت می افتدمحزونخنده و خوشحالی تو مثل اولین گل بهار استو اشک تو برگ از درخت...
ادامه مطلب
می شود گفتسالها شدکه از اولین بوسه گرم تو گذشتهدر صبحی پاییزیپشت پرچینهای باغ...لبهایت همچنان می سوزانندطعمش تازه تر از روزهای نخستشیرینی اش سوزناککی کهنه خواهی شدای طراوت همیشگی من؟...
ادامه مطلب
شازده کوچولو: از کجا بفهمم بهش وابسته شدم ؟!روباه: تا وقتی هست، نمی فهمی !......
ادامه مطلب
میدانی نرگس؟نیک می دانی که خداوند بی هیچ دلیل هیچ کاری نمیکند..مدتها به فلسفه دنیا فکر کرده ام.نه نیازمند عبادت من و تو بود نه نیازمند شناخته شدن...او جهان را برای عشق ورزی آفرید...تو شیرین ترینکندوی دنیاخمارترین افسونگرلطیف ترین گلبرگ مهم ترین دلیل آفرینشی...
ادامه مطلب
امشب خواب مضحکی دیدم.دیدم مثل کنت های فرانسوی شنل سیاهی پوشیده ام و با موهای دراز مسخره ام میخواهم وارد بیمارستانی شوم. برای عبور از ورودی کسی موهای مجعد گوله شده ای میدهد ت جای سبیل بچسبانم روی لبم. و بعد خیلی راحت وارد بیمارستان شدم...تا صبح خواب مسخره ام ادامه داشتهر چه بود خواب تو را ندیدمچه خوبچون هر وقت خواب تو را دیدم یک روز منگ و عصبانی بودم. همیشه خواب تو را با خیانتت دیدملابد تو هم اینجور بودیوقتی آدم چیزی را زیاد دوست داشته باشد همیشه نگران از دست دادنش هم هست و این شکل خواب میشودحالا به حال عرفا که هیچ نداشتند یا بهتر بگویم دلبسته نبود...
ادامه مطلب
نرگسمن داغ این درد را تا ابد به دل خواهم داشتدرد نشنیدن تکه کلامهایت...توهم شنیدن خنده هایت...تمنای چشمهای خمارت..بوییدن صورت ظریفت...گرفتن دستهای شاخه بیدت...درد ندیدن تو توی کوچه هشت متری که داری میپیچیو دلم از سینه بیرون میجهد..نرگس چقدر خوشحالم که هنوز بیشتر از قبل دوستت دارم..چقدر خوب است که آدم بتواند مدتها عاشق کسی باشدتا ابددوستت خواهم داشت......
ادامه مطلب