منتظر میمانمکهبا سنگکیبیایی در دستلبخندی بر لبعشقی در قلبقبل از تو میبینمتهمان روز که وعده ما شددلتنگی مرا کشتدوستت دارمخیلی زیادمردیوانه وارهمه هستی منخمار چشممگنجشکک غریب منمهربان قلبمهمه چیزمتار و پودممی آیی...