همچنان که من نرگسی را به خاطر خودش دوست داشتم
هرگز ندانستم در کدام مسلک هستم
که عاشقی را حلال میداند
و دروغ را حرام
کفر و ایمان چیست
به کدامین دنیا جز حس دوست داشتن میتوان اعتبار کرد
همیشه با خود در تضاد...
همیشه با خود کلنجار ..دعوا..سرزنش...تصمیم...دارم
تو مرا پاک گیج کردی نرگس
و میتوانی مرا بی آنگه نگرانم باشی ترک کنی
و اگر به خانه نیامدم به راحتی ترکش کنی
و اگر صد بار پوششی را گفتم بخندی و باز بپوشی
و هزار چیز جزیی دیگر
در هیچ جای نرگسی به رنگ تو نبود
که هم بوی عشق بدهد هم رنگ بی وفایی
برای همین همیشه در جدال با خویشتنم
برچسب:
نویسنده: طاها حسینی